تبليغاتX
 love_is_blue

وقتی بود نمی دیدم...

وقتی می خواند نمی شنیدم...

وقتی دیدم که نبود!

وقتی شنیدم که نخواند!!

...دکتر علی شریعتی...

بید را در لبه ی استخری کناره ی جوی اب قناتی در کویر می توان با زحمت نگاه داشت. سایه اش سرد و زندگی بخش است . درخت عزیزی است اما همواره بر خود می لرزد! در شهر ها و ابادی ها نیز بیمناک است. که هول کویر در مغز استخوانش خانه کرده است!


 

نوشته شده توسط سحر در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت 15:37 موضوع | لینک ثابت


  

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست

                                هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود

  صحنه پیوسته به جاست

                               خرم ان نغمه که مردم بسپارند به یاد...

                         


 

نوشته شده توسط سحر در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 ساعت 21:57 موضوع | لینک ثابت


سلام بچه ها.اعصابم کلی خورد شده بود. چون اصلا حال درس نداشتم.چشمم افتاد به روزنامه ی جام جم دیدم اوووووووووووووووه .همش در مورد مرد هزار چهره است . بعد این مطلب رو خوندم کلی ذوق کردم . حیفم اومد اینجا ننویسم . بخونین
بازتاب سريال‌هاي نوروزي در سايت‌ها و وبلاگ‌هاي فارسي زبان‌
اينترنت در تسخير مرد هزار چهره‌
گروه رسانه- رضا استادي: قطار پرشتاب رسانه‌ها ديگر پشت هيچ چراغ قرمزي متوقف نمي‌شود. تعطيلي دو هفته‌اي ابتداي سال شايد براي نشريات مكتوب و رسمي كشور يك مرخصي طولاني محسوب شود، اما براي سايت‌ها و وبلاگ‌هاي غيررسمي، هر سوژه‌اي مي‌تواند دستمايه يك جريان خبري باشد كه ديدگاه‌هاي مختلفي را به چالش مي‌كشاند. اين بار اين اتفاق درباره سريال‌هاي نوروزي سال 87 رخ داد.

كافي است عبارت «سريال‌هاي نوروزي» را در يكي از موتورهاي جستجو تايپ كنيد تا با حجم زيادي از مطالب منتشر شده روي فضاي مجازي اينترنت درباره اين سريال‌ها مواجه شويد.

اين همان موضوعي بود كه در روزهاي اول نوروز، به موضوع «داغ» سايت‌هاي مختلف تبديل شد. در ميان 4 سريال نوروزي، «مرد هزار چهره» بيش از ديگر سريال‌ها مورد توجه سايت‌ها قرار گرفت.

يكي از سايت‌هاي اينترنتي در همان روزهاي اول درباره سريال‌هاي نوروزي نوشت: «عيد نوروز، زمان ديد و بازديد و سفر است و برخلاف ماه رمضان، مردم در خانه منتظر سريال ننشسته‌اند بنابراين بايد برنامه‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني نوروز در جذب مخاطبان، رقابت سنگين‌تري داشته باشند.»

نويسنده در ادامه مطلب خود اشاره كرده بود: «پيمان قاسم‌خاني در سريال مرد هزار چهره، مانند مارمولك از الگوي جابه‌جايي استفاده كرده در سينما استفاده شده و معمولا جواب مثبت داده است.

در مارمولك يك دزد در لباس يك روحاني از زندان فرار مي‌كند و بعد مجبور مي‌شود در هيئت يك روحاني زندگي كند. اين اجبار بتدريج منش او را تغيير مي‌دهد و از او انساني نيك و تاثيرگذار مي‌سازد.... البته نام بردن از برخي حرفه‌هاي مختلف باعث برانگيخته شدن اعتراض‌هايي به اين مجموعه نيز شده است.

به عنوان مثال سازمان ثبت احوال شيراز شكايتي از عوامل ساخت اين سريال كرده و ادعاي غرامت 21 ميليارد ريالي براي جبران لطمات معنوي وارد شده به اين دستگاه در اثر پخش سريال مرد هزار چهره شده است... سايت ديگري ادعا كرده است در يكي از قسمت‌هاي پخش شده از اين مجموعه كه به انتقاد از محافل شاعرانه در ايران مي‌پردازد، از گريم مشابه و حتي نام مشابه يكي از شاعران معاصر ايراني كه بتازگي درگذشته، استفاده شده است.»

آنچه سبب شد سريال مرد هزار چهره در اين روزها مورد توجه رسانه‌ها قرار گيرد، نگاه انتقادي و طنز گونه اين سريال به قشرهاي مختلف اجتماعي بود.

در سال‌هاي گذشته، هيچ مخاطبي به ياد ندارد كه سريالي با مضمون طنز و با اين ميزان از اغراق را درباره مشاغلي همچون: پزشكان، نظاميان و... ديده باشد.

با اين ديدگاه نويسنده يكي از وبلاگ‌ها در مطلبي با عنوان «شمشير از رو بسته «مرد هزار چهره» عليه اخلاق جامعه ايراني»، به برخي از نكات برجسته اين سريال اشاره كرده است.

از نگاه اين نويسنده «زير سوال بردن نظام ناكارآمد مبارزه با مفاسد اقتصادي، با همراه كردن بيننده با حس بيگناهي آقاي شصتچي در دادگاه، انتقاد از عدم نظارت مفيد بر سيستم بهداشتي  درماني كشور و زير سوال بردن روحيه پول محور در جامعه پزشكي، هجمه به عادت قهرمان پروري جامعه ايراني بدون شناخت از «قهرمان»، به سخره گرفتن نظام اداري بخصوص در بانك‌ها، تلاش براي اثبات اين ادعا كه در جامعه ايراني بدون «جنجال» و «جيغ و داد و هوار» امكان رسيدن به حق مشروع سخت و صعب مي‌شود؛ همه و همه از رويكرد جدي سريال به خراشيدن پيكراخلاق جامعه خبر مي‌دهد.»

وبلاگ‌نويس ديگري نيز به اين نكته اشاره مي‌كند كه: «مجموعه مرد هزار چهره بدرستي معتقد است كساني كه جامعه را با «دروغ» به انحطاط مي‌كشانند، لزوما افراد فاسدي نيستند، بلكه برخي نقاط ضعف و عقده‌هاي رواني معمولي حتي مي‌تواند يك جوان ساده‌دل و سالم شهرستاني را به بازي با جان و مال و عرض و آبروي مردم بكشاند ، چرا كه «خوشش مي‌آيد از او تعريف كنند و او را دكتر خطاب كنند»، «از رسيدن به قدرت خشنود مي‌شود» ، «استعداد خوبي در جوگير شدن دارد»، «از كودكي آرزوي زدن آژير خودروي پليس را داشته» و بالاخره به تجملات و «سوشي و خاويار در صبحانه» علاقه دارد و از ترس مرگ، حتي حاضر است نامزد خود را وانهاده با ديگري ازدواج كند. البته اين افراد بايد از برخي ويژگي‌ها چون توان «دروغگويي» بهره‌مند باشند.»

وبلاگ‌نويس ديگري نيز با اشاره به نبود روحيه انتقادپذيري در ميان ايرانيان، با تمجيد از «نقد جامعه» در اين سريال، شناخت خود از ايرانيان را براساس اين سريال اين گونه بيان مي‌كند كه ايراني‌ها زود  «جو‌گير» مي‌شوند، بلد نيستند بگويند «نه»، آدم‌هاي غيرمتخصص خيلي سريع در سيستم غيرتخصص خود جا مي‌افتند و افراد زيردست و حتي خبره به رفتار غيرحرفه‌اي آنها توجه نمي‌كنند، به گفته افراد دقت نمي‌شود  بلكه به نام و موقعيت شغلي افراد توجه مي‌شود، سيستم اداري فشل است، براي اين‌ كه در يك اداره دولتي كار ارباب رجوع  راه مي‌افتد بايد ارباب رجوع داد بزند، ادا و اطوار  عرفان مسلكي مدرن ايراني، روشنفكرنمايي بعضي از ادباي ايراني و...»

من هم گريه كردم‌

پايان سريال نيز توجه نويسندگان مختلفي را به خود جلب كرد. در مطلبي با عنوان «فراتر از يك مجموعه طنز» مي‌خوانيم: «قسمت سيزدهم بيش از اونكه بخندونه، به گريه انداخت... قصه مديري و شصتچي، قصه خيلي از ماهاست. قصه دكترها و دزدها و پليس‌ها و ادبا و... هم همين‌طور. اونايي كه دوست دارن، چيزايي‌رو كه تو زندگي دارن دوست داشته باشن و ديگراني كه فقط دوست دارن چيزايي‌رو كه تو زندگي ندارن بهش اضافه كنن... اينجا ديگران، متوجه موقعيتي كه خواسته يا ناخواسته به‌وجودش آوردن شدن و داستان به خوبي و خوشي به پايان رسيد.

اما آيا مايي كه تو زندگي‌مون مسبب مشكلات مشابه براي كساني هستيم كه نمي‌خوان مث ما زندگي كنن، متوجه كارهامون مي‌شيم؟» نويسنده‌اي ديگر در مطلبي با عنوان «خداحافظ كارمند ساده بايگاني ثبت احوال شيراز» مي‌نويسند: «وقتي آن گريه ديدني شصتچي را در سكانس آخر دادگاه ديدم... بغض گلوم روگرفت. دلم مي‌خواست خودم هم مثل بقيه از مهران مديري تشكري كرده باشم».

و دست آخر اين كه علي شكوري‌راد، نماينده پيشين مجلس در وب‌ سايت شخصي خود درباره اين سريال مي‌نويسند: «حقيقت آن است كه ما مسخره شده‌ايم. نه به ‌عنوان پزشك و نه در اين سريال تلويزيوني، به گزاف نمي‌گويم هنگام ديدن اين قسمت از سريال، به جامعه خودمان در اين 3 سال گذشته فكر مي‌كردم، جامعه ما هم مانند آن جمعيت نشسته در سالن، حرف‌هاي حيرت‌آور را بادهان باز گوش داده و برخي هم آنچه را فهميده نمي‌شده است، به حساب شجاعت، فضل و كرامت سخنران گذاشته‌اند. حال بايد منتظر بنشينيم تا صحنه مشابه چنان دادگاهي كي برپا شود تا دكتر طبيبيان‌هاي ظاهر بين و زودباور و سرگرد فلاني متوهم و خوش خيال و لابد برخي خام‌انديشان مدعي بفهمند و در جايگاه مدعي قرار بگيرند و به‌ خاطر سوءاستفاده از عواطف ساده آنها خواستار اشد مجازات متهمي شوند كه اصرار دارد از خود دفاع كند و بگويد من يك كارمند ساده بودم كه جهل مرا جو گير كرد و به اينجا رساند كه امروز با اين عنوان محاكمه شوم.»

اينها بخشي از بازتاب‌هاي اين سريال در فضاي اينترنت بود. براي ديدن بقيه مطالب كافي است عنوان «مرد هزار چهره» را در يك سايت جستجوي اينترنتي تايپ كنيد.


 


 

نوشته شده توسط سحر در شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 20:41 موضوع | لینک ثابت


وااااااااااااای. کچلم کردی. عنوان ندارممممممممممممممممممم

سلام

چقدر زود گذشت!!! انگار همین دیروز بود داشتیم با بچه های کلاس نقشه می کشیدیم که چند روز زودتر از عید مدرسه رو دو در کنیم . حالا باز فردا باید بریم مدرسه  انگار همین دیروز بود قید درس و مرس و زدم نشستم پای تلوزیون که تبلیغ مرد هزار چهره رو ببینم.حالا الان تبلیغ رو دیدم که هیچ خود برنامه رو هم دیدم تموم شد...به قول شاعر که میگه:"بر لب جوق بشین و گذر عمر ببین"

اصلا اعصاب ندارم. دلم گرفته اسیدی!! راستی بچه ها هیچکدومتون جواب منو ندادین . سایت کلوب چرا باز نمیشه؟؟ تعطیل شده به سلامتی؟؟ 

این هم یه عکس به مناسبت تموم شدن سریال مرد هزار چهره و به مناسبت اینکه من اعصاب ندارم و الان قیافه ی خودم هم تقریبا اینطوریه... .

مرد هزار چهره/عکس:صامده

 


 

نوشته شده توسط سحر در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 21:31 موضوع | لینک ثابت


ای بابا . عنوان نداره . حالا هی بگو عنوان مطلب.عنوان مطلب.نداریم دیگه :(

سلام بچه ها. چطورین؟؟!!

این بار دیگه خیال ندارم شعر بنویسم... .میخوام یه ذره حرف بزنم بعدش هم برم رد کارم.ساعت ۲۰ دقیقه به ۹ بیده.زودتر بنویسم که الان نشانی شروع میشه.

اول از همه میخوام راجع به دو تا از دوستهای بی معرفتم صحبت کنم که ادرس وبلاگم رو دادم بهشون. میان مطلب ها رو می خونن و نظر نمی دن. تو رو خدا می بینی . ادم دوستای اینطوری داشته باشه دیگه دشمن می خواد چیکار؟! خلاصه می دونم که الان دارین این مطلب رو می خونین .اگه نظر ندین دیگه نه من نه شما دو تا .قهر می کنیییییییییییییم.(می دونم که الان تو دلتون گفتین به درک)

دوم از همه می خواستم بگم که هیشکی از من بی خیالتر تو کل منظومه ی شمسی پیدا نمی شه!

داشتم طبق معمول تو خونه ول می چرخیدم که دیدم تلفن زنگ می زنه.

دیری ری رینگ..... دیری ری رینگ .... بعدن. بالاخره گوشی رو ورداشتم دیدم زرشک. پشتیبان قلم چیه.

 گفت چرا نیومدی کارنامه تو بگیری.گفتم وقت نکردم( یعنی داشتم درس می خوندم .اره ارواح عمه ام) از روزی که ازمون دادم تا حالا لای هچکدوم از کتابها رو باز نکردم.خلاصه کلی سخنرانی کرد و اخرش گفت جمعه می بینمت!!!!!!!!!!!!! جمعه؟؟؟؟ همین جمعه؟؟؟ یه نگاهی به برنامه ی ازمون انداختم دیدم ددم وای!! همین جمعه ازمون داریم . من از اونجایی که کلا خیلی خوشحالم فکر می کردم هفته ی دیگه ست.گفتم بی خیال فعلا استراحت می کنم تا بعد ببینیم چی پیش میاد.راستش می دونی کلا امسال رو بی خیال شدم!! خدا سال دیگه رو پس واسه چی افریده؟ سال دیگه می خونم... .عجله ای نیست که . هست؟

خب فکر کنم الان شروع بشه . برم دیگه.

اهان یه چیز دیگه یه نفر تو پست های خیلی خیلی قبلی نظر داده بود که:" خیلی وب مزخرفی داری"

باید بگم که :"این رو خودم هم می دونم. یعنی می دونی من کلا به مزخرفات علاقه ی خاصی دارم"

راستی کسی نمی دونه چرا سایت کلوب باز نمی شه؟

خب دیگه برم. فعلا بای... .

وای ببخشید یادم رفت. درباره ی قالب جدید وبلاگم نظر بدید . اگه اون قبلیه بهتر بود همونو بذارم خب؟؟


 

نوشته شده توسط سحر در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 22:5 موضوع | لینک ثابت


صلاح كار كجا و من خراب كجا

ببين تفاوت ره كز كجاست تا به كجا!

چه نسبت است به رندي صلاح و تقوا را؟

سماع وعظ كجا و نغمه ي رباب كجا!

ز روي دوست دل دشمنان چه دريابد؟

چراغ مرده كجا شمع افتاب كجا!

دلم ز صومعه بگرفت و خلوت ناموس

كجاست دير مغان و شراب ناب؟ كجا؟

بشد كه ياد خوشش باد روزگار وصال!

خود ان كرشمه كجا رفت و ان عتاب كجا؟

مبين به سبب زنخدان كه چاه در راه است

كجا همي روي اي دل بدين شتاب كجا؟

چو كحل بينش ما خاك استان شماست

كجا رويم بفرما ازين جناب كجا؟

قرار و خواب ز حافظ طمع مدار اي دل!

قرار چيست؟صبوري كدام؟ خواب كجا؟


 

نوشته شده توسط سحر در شنبه سوم فروردین 1387 ساعت 15:48 موضوع | لینک ثابت



www.irLearn.com

کداهنگ میخواهی بیاتو