
سلام
معلومه شما کجایین
؟؟!!!بابا اینقدر عزاداری نکنین تو این سرما.مریض میشین هاااااااا
!! از ما گفتن بود![]()
(از شما هم نشنیدن بود
)
می خوام یه ترانه واستون بنویسم که مارتیک خونده به نظرم جالبه
:
من از دشمن نمی ترسم
که دشمن های و هو داره
تو میدون جرات و جانه
نبرد از روبرو داره ....
از اون دوسته هراس من
که مظلوم سر به تو داره
به عشق و صلح بی تزویر
تظاهر تا گلو داره !!!
من از اعدام بی شمشیر می ترسم
من از تسلیم شدن بی جنگ می ترسم
من از نزدیکیه نرم نخ و گردن
من از خونریزیه بی رنگ می ترسم!!!
خراب نعره های شیر
نشد پایبست هیچ خونه
من از موریانه می ترسم
که بغضش سرد و پنهونه
مگه اتیش اسکندر
حریف بودنه ما بود؟!!
مگه کابوس تیموری
دلیل مرگ رویا بود؟؟!!
من از اعدام بی شمشیر می ترسم
من از تسلیم شدن بی جنگ می ترسم
من از نزدیکیه نرم نخ و گردن
من از خونریزیه بی رنگ می ترسم!!!
من از دشمن نمی ترسم
.....
این هم یه شعر کوتاه از فروغ:
همه ی هستی من ایه ی تاریکیست
که تو را در خود تکرار کنان
به سحرگاه شکفتن ها و رستن ها ی ابدی خواهد برد
من در این ایه تو را اه کشیدم اه
من در این ایه تو را
به درخت و اب و اتش پیوند زدم![]()

نوشته شده توسط سحر در شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 18:5 موضوع | لینک ثابت
بعدهـــــــــــــــا مرگ من روزي فرا خواهد رسيد در بهاري روشن از امواج نور در زمستان غبار الود و دور با خزاني خالي از فرياد و شور مرگ من روزي فرا خواهد رسيد روز از اين تلخ و شيرين روزها روز پوچي همچو روزهاي دگر سايه اي ز امروز ها ديروز ها گونه هايم همچو مرمر هاي سرد ديدگانم همچو دالانهاي تار ناگهان خوابي مرا خواهد ربود من تهي خواهم شد از فرياد و درد مي خزند ارام روي دفترم دستهايم فارغ از افسون شعر ياد مي ارم كه در دستان من روزگاري شعله ميزد خون شعر خاك ميخواند مرا هر دم به خويش مي رسند از ره كه در خاكم نهند اه شايد عاشقانم نيمه شب گل به روي گور غمناكم نهند بعد من ناگه به يك سو مي روند پرده هاي تيره ي دنياي من چشمهاي ناشناسي مي خزند روي كاغذها و دفتر هاي من در اتاق كوچكم پا مي نهد بعد من با ياد من بيگانه اي در بر ايينه مي ماند به جاي تار مويي نقش دستي شانه اي مي رهم از خويش و مي مانم ز خويش هر چه بر جا مانده ويران مي شود روح من چون بادبان قايقي در افقها دور و پنهان مي شود مي شتابد از پي هم بي شكيب روزها و هفته ها و ماه ها چشم تو در انتظار نامه اي خيره ميماند به چشم راه ها ليك ديگر پيكر سرد مرا مي فشارد خاك؛ دامنگير خاك بي تو دور از ضربه هاي قلب تو قلب من مي پوسد انجا زير خاك بعدها نام مرا باران و باد نرم مي شويند از رخسارسنگ گور من گمنام ميماند به راه فارغ از افسانه ها نام و ننگ
نوشته شده توسط سحر در جمعه بیست و هشتم دی 1386 ساعت 20:36 موضوع | لینک ثابت
چه جالب!!!!!!!!![]()
وبلاگم رو باز کردم دیدم اون قسمت که تبلیغات مینوسه عکس فروغ فرخزاد رو گذاشته!!!
بعد روش کلیک کردم و از اونجا یی که دو در کردنم خوبه مطلبهاش رو دو در کرده و در اینجا کپی کردم....
فتح باغ 
آن کلاغی که پرید
از فراز سرما
و فرو رفت در اندیشه آشفته ابری ولگرد
و صدایش همچون نیزه کوتاهی پهنای افق را پیمود
خبر ما را با خود خواهد برد به شهر
همه می دانند
همه می دانند
که من و تو از آن روزنه سرد و عبوس
باغ را دیدیم
و از آن شاخه بازیگر دور از دست
سیب را چیدیم

همه می ترسند همه می ترسند اما من و تو
به چراغ و آب و اینه پیوستیم
و نترسیدیم
سخن از پیوند سست دو نام
و هم آغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست
سخن از گیسوی خوشبخت من است
با شقایقهای سوخته بوسه تو
و صمیمیت تن ها مان در طراری و درخشیدن عریانیمان
مثل فلس ماهی ها در آب
سخن از زندگی نقره ای آوازی است
که سحرگاهان فواره کوچک میخواند
ما در آن جنگل سبز سیال
شبی از خرگوشان وحشی و در آن دریای مضطرب خونسرد
از صدفهای پر از مروارید
و در آن کوه غریب فاتح
از عقابان جوان پرسیدیم
که چه باید کرد

همه می دانند همه می دانند
ما به خواب سرد و ساکت سیمرغان ره یافته ایم
ما حقیقت را در باغچه پیدا کردیم
در نگاه شرم آگین گلی گمنام
و بقا را در یک لحظه نا محدود
که دو خورشید به هم خیره شدند
سخن از پچ پچ ترسانی در ظلمت نیست
سخن از روز است و پنجره های باز
و هوای تازه
و اجاقی که در آن اشیا بیهوده می سوزند
و زمینی که ز کشتی دیگر بارور است
و تولد و تکامل و غرور
سخن از دستان عاشق ما است
که پلی از پیغام عطر و نور و نسیم
بر فراز شبها ساخته اند 
به چمنزار بیا به چمنزار بزرگ
و صدایم کن از پشت نفسهای گل ابریشم
همچنان آهو که جفتش را
پرده ها از بغضی پنهانی سرشارند
و کبوترهای معصوم از بلندیهای برج سپید خود
به زمین می نگرند

یه شعر خیلی قشنگه دیگه هم داره که حتما واستون می نویسم .مطمئنا خوشتون میاد![]()
نوشته شده توسط سحر در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ساعت 17:54 موضوع | لینک ثابت
سلام
از قالب قبلي خسته شده بودم واسه همين عوض كردم . اين يكي چه طوره . زشته؟؟؟ خب يه چند وقت تحملش كنين دوباره عوض مي كنم هر چي سايت مربوط به قالب دارين بدين به من . چيكار كنم خب زود خسته مي شم از يه قالب
این هم یه شعر دیگه از فروغ:
ميان تاريكي
ميان تاريكي
تو را صدا كردم
سكوت بود و نسيم
كه پرده را مي برد
در اسمان ملول
ستاره اي مي سوخت
ستاره اي مي رفت
ستاره اي مي مرد
تو را صدا كردم
تو را صدا كردم
تمام هستي من
چو يك پياله ي شير
ميان دستم بود
نگاه ابي ماه
به شيشه ها مي خورد
ترانه اي غمناك
چو دود بر مي خاست
ز شهر زنجره ها
چو دود مي لغزيد
به روي پنجره ها
تمام شب انجا
ميان سينه ي من
كسي ز نوميدي
نفس نفس مي زد
كسي به پا مي خاست
كسي تو را مي خواست
دو دست سرد او را
دوباره پس مي زد
تمام شب انجا
ز شاخه هاي سياه
غمي فرو مي ريخت
كسي ز خود مي ماند
كسي تو را مي خواند
هوا چو اواري
به رو او مي ريخت
درخت كوچك من
به باد عاشق بود
به باد بي سامان
كجاست خانه ي باد؟
كجاست خانه ي باد؟

نوشته شده توسط سحر در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 12:14 موضوع | لینک ثابت

سلام دوباره...
می خوام درباره ی پرویز صیاد حرف بزنم.یکی از بازیگرها و کارگردانهای قبل از انقلابه که متاسفانه الان تو ایران نیست. اگه بود می تونست به خوبیه مهران مدیری برنامه بسازه(شاید هم بهتر کسی چه می دونه(تو رو خدا غیرتی نشین)) .اما حالا که نیست
. خیلی از هم سن و سال های ما حتی اسمش رو هم نشنیدن.البته خیلی ها هم به اسم "صمد" می شناسنش . من کارهاشو دوست دارم مخصوصا" صمد خوشبخت می شود " بازیش حرف نداره . البته من زیاد ازش فیلم ندیدم .( می دونین که فیلم هاش چون واسه قبل انقلابه قاچاقیه دیگه) ولی چند تا از صمدها رو دیدم و الان هم چند تا سی دی از یه سریال قدیمیه که دارم می بینم و اقای صیاد تو ی اون بازی می کنه. اسم سریالش "دایی جان ناپلئون" بعید می دونم هیچکدومتون اونو دیده باشین ولی اگه گیر اوردین حتما ببینین چون همه ی بازیگراش توپن . داستانش هم جذابه.کتاب رمانش هم هست . ولی به سختی گیر میاد. من خوندم .نویسنده اش هم "ایرج پزشک زاد"ه .اونقدر روون نوشته که وقتی می خونی انگار توی خونه ی دایی جان ناپلئونی.
اقای صیاد بازیگر تئاتر بودن . وعلاوه بر بازیگری کار کار گردانی تهیه کنندگی و نویسندگی هم می کردن . توی گوگل سرچ کردم و از زندگینامه ی ایشون فقط همین چند خط رو پیدا کردم:
پرويز صياد متولد 1318 لاهيجان، فارغ التحصيل اقتصاد از دانشگاه تهران است. وي فعاليت هنري را سال 1336 با چاپ شعر و داستان كوتاه آغاز و سال 1337 به نمايشنامه نويسي نيز مشغول شد. او سينماي حرفه اي را سال 1338 با فيلم «مي ميرم براي پول» به عنوان نويسنده تجربه كرد
حیف که الان اینجا نیستن . واگر نه باز هم فیلم های خوشگل می ساختن ما میدیدم.
این عکس سریال دایی جان ناپلئون :
این هم عکسها یی از پرویز صیاد:
![]()
نوشته شده توسط سحر در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 22:34 موضوع | لینک ثابت
سلام .
اصلا نمی دونم چی باید بگم اعصابم داغونه!!! از وقتی که تصمیم گرفتم کنکور زبان بدم دیگه هیچجوری نمی تونم درس های مدرسه رو بخونم.هر وقت می رم سراغ کتابهام فکر می کنم دارم وقتم رو تلف می کنم!!!! امروز به فائزه زنگ زدم اون هم داره واسه زبان می خونه اولش ریاضی می خوند ولی از اول مهر رفت ازمون های منحصرا زبان نرو شرکت کرد من هم الان تصمیم گرفتم همین کارو بکنم ولی گمونم یه نمور دیر شده باشه!!!! یعنی فکر نمی کنم امسال قبول شم.ولی فائزه میگه تو هوشت خوبه حتما قبول میشی!!!!!!!!! (من
؟؟؟؟!!!!!!!هوش
؟؟؟؟؟!!!!! جل الخالق
!!!!!!)
یکی نیست بگه اخه اینها رو واسه کی داری می نویسی !!! اگه سه چهار نفر به زور بیان اینها رو بخونن که دلت نشکنه... یادش به خیر قدیما چند تا طرفدار داشتی
ــ اونها طرفدار وبلاگ تو نبودن چون درباره ی مهران مدیری می نوشتی میومدن می خوندن.تو به خودت می گرفتی فکر می کردی خیلی وبلاگ جالبی داری
.
ــ باز تو اومدی کته کله
. نه خیر . الان فصل امتحاناته واسه همینه کسی نظر نمیده .ملت که مثل منو تو بی خیال نیست . درس می خونه
.
ــ اخی .چقدر خودتو دلداری میدی
. به همین خیال باش که بعد از امتحانا دوباره بیان نظر بدن
. همون چند بار هم تو رودرواسی مونده بودن که اومدن نظر دادن...![]()
ــ چه می دونم سکی جون شاید هم تو راست میگی!!!!حالا بذار یه جمله از اوشو بنویسم بلکه دلم وا شه
.
ــ اوشون؟ اوشون دیگه کیه ؟؟!!![]()
ــ برو بابا . حقا که کته کله و شومپیتی
.
هیچ کس نمی تواند معنای زندگیت را به تو بدهد
این زندگی توست معنای ان نیز از ان توست
آری زندگی توست و تنها تو به ان دسترسی داری.
تنها در زندگی کردن است که راز آن بر تو گشوده خواهد شد.
راستی یه خبر . نه بابا درباره ی مهران مدیری نیست.درباره ی پسر عمومه.امروز به دنیا اومد
.
ــ به ما چه که به دنیا اومد .
ــ جناب سک سک درون با شما صحبت نکردم که خودتو می ندازی وسط.کتک می خوای دوباره؟؟!!!
ــ نه قربونت . لال شدم...![]()
خب برم دیگه.با اجازتون... .راستی یه خبر مهم دیگه .هندسه رو گند زدم حســــــــابی. فقط دعا کنین قبول شم
.چون حوصله ندارم دوباره دتر مینان بخونم
.خداییش تو عمرم به این قشنگی امتحانمو گند نزده بودم.روز به روز دارم پیشرفت می کنم.![]()
بای...![]()
راستی چرا وبلاگ ها اینقدر ریز شده شما هم ریز می بینین یا مشکل از منه؟؟![]()
نوشته شده توسط سحر در سه شنبه هجدهم دی 1386 ساعت 0:5 موضوع | لینک ثابت
من دوباره اپیدم ...
کار خاصی نداشتم فقط خواستم یه خواننده ی دیگه رو معرفی کنم که دوسش دارم
.
ــ یکی نیست بگه اخه به بقیه چه ربطی داره که تو کدوم خواننده رو دوست داری . اصلا یکی نخواد بدونه باید کی رو ببینه؟؟!! به زور می خوای نظرتو در مورد هر چیزی به خورد ملت بدیاااااااا![]()
ــ اخه می دونین می خوام بدونم کیا مثل من فکر می کنن! ![]()
ــ به تو چه که کیا مثل تو فکر می کنن؟؟!!!![]()
ــ اصلا تو چی می گی؟؟ دوســـــــــــت دارم .وبلاگ خودمه
.
ــ هه هه هه سحر لجش گرفته .مورچه گازش گرفته...
ــ عقب مونده!! ما ۵۰ سال پیش از این شعر ها می خوندیم . تو تازه یاد گرفتی .خب تقصیر خودت نیست عقب مونده ای دیگه... .![]()
ــاگه من عقب مونده ام تو.... . فهمیدی؟ ......خودتی!!!
ــ وااااااااااااای.بی تربیت . از وبلاگم برو بیرون تا نزدم شل و پلت کنم!!![]()
ببخشید تو رو خدا. این یکی از منتقدای وبلاگمه.هی خودشو میندازه وسط نظر میده.یکی نیست بگه خودت خیلی زرنگی برو یه وبلاگ بساز!!!!بی عرضه!!!نه !!!![]()
ــ اخی . بابا بــــــــــــاعرضه.یه صفحه باز کردن و چرت و پرت نوشتن هم عرضه می خواد؟؟؟نه ؟عرضه می خواد؟؟؟![]()
ــ برو میام حالتو می گیرم هااااااااااا!!!
ــ
ــ بچه پررو.بی ادب .برو واسه عمه ت شکلک در بیار.همین شماها باعث میشین به ما بگن جهان سومی دیگه.بی فرهنگ ها.با اون اسم مزخرفت.![]()
یکی نیست بگه اخه سک سک درون(sok sok daroon) هم شد اسم.
ــ از اسم تو که قشنگ تره.سحر !!!.به قول دایی هات نصف شب . صبحدم..
.
ــ دیگه داری می ری رو اعصابم .بگیر که اومد...
ــ اخ.![]()
ــ اینم دومیش ...![]()
ــاوخ .... وای .... اخ ای ... نزن ....![]()
ــ برو دیگه اینورا پیدات نشه.... . ![]()
خب دیگه . مثل اینکه از دستش خلاص شدیم .چی داشتم می گفتم .؟اهان خواننده ی مورد علاقه ام...![]()
یه شعر معروفش اینه:![]()
ستاره های سربی
فانوسکهای خاموش
منو هجوم گریه
از یاد تو فراموش
تو بال و پر گرفتی
به چیدنه ستاره
دادی منو به خاک این غربته دوباره
وای انقدر شعرش خوشگله که دوست دارم همه شو بنویسم ولی نمیشه که . زیاد میشه.![]()
ــ نه تو رو خدا خجالت نکش .باز هم بنویس. تازه وقتی کم نظر می دن ناراحت می شی. خب مگه ملت بیکاره چرندیاته تو رو بخونه.
وری وری وری ...
باز اومد . عجب بچه ایه هاااااااا!!! من برم درستش کنم
(اون خواننده هم که فهمیدین ابی بود
)
ــ
اگه جرات داری وایستا
.....
نوشته شده توسط سحر در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 23:11 موضوع | لینک ثابت
سلام من باز اومدم
هه هه فکر کردین به این راحتی ها از دستم خلاص میشین کور خوندین
مگه من ول می کنم
این هم به رقص برره ای برای نشون دادن خوشحالی===>
خوبين ؟ در سلامتیه کامل به سر می برین؟
![]()
كامپيوترو رديف كرديم واسه همين من الان كلي ذوق وكردم .چقدر دلم واسه از خونه وصل شدن تنگ شده بيد
. با اينكه كافينت خيلي پرسرعت بود اما باز هم حال نمي داد از خونه حالش خيلي بيشتره . به قول شاعر هيچ جا وطن نميشه
!!!
. در ضمن برنامه ي word رو نصب نكرديم من الان دارم تو paint مي نويسم
. خوشحالي مي كنيـــــــــــــم.

خب حالا هايده رو واستون توضيح بدم
. اولا كه من همه ي اهنگ هاشو دوست دارم
. و روزي سه بار (صبحانه ناهار شام )گوش مي كنم
.
يكي از اهنگ ها ش كه خيلي توپه و وقتي دلت مي گيره به دادت مي رسه اينه
:
مستي هم درد منو ديگه دوا نمي كنه
غم با من زاده شده منو رها نمي كنه
شب كه از راه مي رسه
غربت هم باهاش مياد
تو ي كوچه هاي شهر
با صداي پاش مياد
من غم هاي كهنه مو بر ميدارم
كه توي ميخونه ها جا بذارم
مي بينم يكي مياد از مي خونه
زير لب مستونه اواز مي خونه
مستي هم درد منو ديگه دوا نمي كنه
غم با من زاده شده منو رها نمي كنه منو رها نمي كنه
گرمي مستي مياد توي رگهاي تنم
مي بينم دلم مي خواد با يكي حرف بزنم
كي مياد به حرفاي من گوش بده؟
اخه من غريبه هستم با همه
يكي اشنا ميادبه چشم من
ولي از بخت بدم اونم غمه ![]()
مستي هم درد منو ديگه دوا نمي كنه
غم با من زاده شده منو رها نمي كنه
خسته از هرچي كه بود
خسته از هر چي كه هست
راه ميفتم كه برم
مثل هر شب مست مست
باز دلم مثل هميشه خاليه
باز دلم گريه ي تنهايي مي خواد
بر مي گردم ته ببينم كسي نيست
مي بينم غم داره دنبالم مياد!!!!!![]()
مستي هم درد منو ديگه دوا نمي كنه
غم با من زاده شده منو رها نمي كنه
منو رها نمي كنه
منو رها نمي كنه
تازه اين بدون اهنگه اهنگشو كه گوش كنين كفتون مي بره!![]()
البته گفتم كه همه ي اهنگ هاش قشنگه اونهايي كه من گوش ميدم اينهاست:
نترسين بابا شعراشو نمي نويسم. فقط عنوانشه.
موج بي ارام-مهربون من- گل سنگم - كجا برم خدايا - من از لب تو منتظر يه حرف تازه ام -جام اخرين - تو رو مي بخشم اي مغرور شبگرد - اي كه تويي همه كسم بي تو مي گيره نفسم - تو اي ساغر هستي - شانه ها .
در ضمن خيلي خوشحالم چون يه تصميم مهم گرفتم
اگه گفتين
؟بچه ي خوبي بشم درس بخونم
؟؟!!! نه بابا درس كيلو چنده.یهت چیزی بگین به قیافه ام بیاد
. اتفاقا برعكس
تصميم گرفتم بي خيال دانشگاه بشم و ديپلمه بمونم
!!!! شوخي كردم بابا
. تصميم گرفتم رياضي رو بي خيال شم
امسال هم فقط در حدي درس بخونم كه تو مدرسه شاگرد خوبي باشم
.كنكور رياضي هم ثبت نام كردم ولي براي دلخوشي
... بعد سال ديگه ميشينم خونه با خيال راحت اگه گفتين چي مي خونم
؟؟
زبان انگليسي ![]()

![]()
اخجون اگه بدونين چقدر زبان دوست دارم


. البته نا گفته نماند كه استعدادم هم در اين زمينه خوبه
.قراره اگه عمري باقي باشه زبان انگليسي بخونم و ادامه بدم .و پله هاي ترقي رو يكي يكي تا بالا خيلي تميز طي بكشم
.
قربون همگي ![]()
خيلي مخلصيم...
نوشته شده توسط سحر در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 22:37 موضوع | لینک ثابت
سلام بچه ها ![]()
من باز اومدم
. قبل از هر چیزی بگم که شاید من وقت نکنم واسه همتون نظر بذارم (به خاطر همون که اینترنتمون قاط زده و من باید از کافینت وصل شم
) ولی یه وقت فکر نکنین خدای نکرده بهتون سر نمی زنم هااااااااااااااا.تا جایی که وقت کنم میام همه ی مطلبهاتون رو هم می خونم کلی هم کیف می کنم
الان هم می خوام یه نفر دیگه رو که خیلی دوست دارم معرفی کنم . به احتمال زیاد از این یکی دیگه خوشتون نمیاد . چون یه خواننده ی زن قدیمیه
. که متاسفانه جوونهای الان زیاد اهنگ هاشو گوش نمی دن .همش دنبال این خواننده های جدید و درپیتن که نه اهنگهاشون اهنگه نه شعرهاشون شعر.
جالب تر اینکه صدای درست حسابی هم ندارن
فقط بلدن ادای خواننده ها رو خوب در بیارن درست مثل اینها ===>
من که اصلا به این مزخرفات گوش نمیدم
خب حالا اجازه هست خواننده ی مورد علاقه مو معرفی کنم 
مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه
غم با من زاده شده منو رها نمی کنه
فکر می کنم این معروف ترین اهنگش باشه اگه این واستون اشنا نیست بقیه رو که دیگه اصلا نشنیدین
راستی . یه اهنگ معروف دیگه هم داره
:
گل سنگم
گل سنگم
چی بگم از دل تنگم
همه آهم همه دردم مثل طوفان پر گردم
مثل افتاب اگه بر من نتابی سردم و بی رنگم....
افرین عشق من هایده

راستی!!!! راسته که مهران مدیری واسه عید برنامه داره ؟؟؟
با اینکه تا عید خیلی مونده ولی خوشحالی می کنیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

فقط خدا کنه واسه شبکه تهران نسازه
خب دیگه تا ورشکست نشدم برم
خوش باشین.
نوشته شده توسط سحر در سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 17:31 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

می خوام چیزایی رو که دوست دارم و یا دوست ندارم توی این وبلاگ بنویسم
و در مورد همه چی نظر بدم ببینم کی باهام موافقه کی مخالف
مخالف ها که هیچی موافقها دستها شون رو ببرن بالا......
اگه به نوشته هاي قبلي مراجعه مي كنين بايد ببخشيد كه زشته. چون قالب وبلاگ رو مدام عوض مي كنم رنگ نوشته ها با زمينه ي وبلاگ نمي خونه و بي ريخت مي شه . به خدا بي سليقه نيستم
:(
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY