تبليغاتX
love_is_blue


love_is_blue

اگر تنهاترين تنها شوم باز هم خدا هست او جانشين همه ي نداشتن هاي من است!



اپ اخر

سلام بچه ها.

قبل از هر چيز روز كودك رو به همه ي اونهايي كه هم سن و سال من هستن ولي مثل من دوست دارن كوچولو باشن تبريك مي گم. مي دونم كه مي دونين كه چند وقته ديگه اپ نمي كنم و وبلاگم خيلي مسخره شده. البته مسخره بود مسخره تر شده!! من هم كه يه ذره سرم شلوغ شده و وقت نمي كنم به وبلاگ دوستام سر بزنم و نظر بدم واسه همين كسي هم زياد تو وبلاگ من نظر نيمده. چند بار خواستم اپ كنم و دوباره قاطي وبلاگ نويسا شم ولي واقعا چيزي به ذهنم نميرسه. چون دوست نداشتم قضيه ي وبلاگ شراره تكرار بشه و من هم مثل اون يهو غيبم بزنه تصميم گرفتم يه اپ خداحافظي بذارم.شراره رو كه يادتونه؟ وبلاگش تو ليست دوستان وبلاگم هست. اگه يادتون رفته يه سر بزنين(اگه تا الان حذف نشده باشه).خلاصه از اينكه اين همه مدت با هم بوديم خيلي خوشحالم البته اينكه من دارم خداحافظي مي كنم دليلش اين نيست كه ديگه واسه هميشه باي باي . يه چي ميگين هااااا مگه مي تونم؟! حتما به وبلاگ ها تون ميام ولي خب شايد وقت نكنم نظر بدم البته مي دونم كه همچين خيلي واستون اهميت نداره ولي حالا... . شايد هم بعدها يه وبلاگ بسازم اگه ساختم بهتون خبر ميدم. اگه هم كاري باهام داشتين مي تونين تو كلوب پيدام كنين.(منظورم پوستر و اين چيزاست) البته هنوز كاملا تصميم نگرفتم كه وبم رو حذف كنم ولي ميدونم كه حالا حالا ها حوصله ي اپ كردن ندارم.واسه همين گفتم بده بدون خداحافظي جيم شم!

خلاصه جينگولي ها خوبي بدي اگه از ما ديدين حلال كنين.دلم واستون خيلي تنگ ميشه. واسه همه تون.شايد بعدها با يه وبلاگ جديد بيام. باي... .

مرا ببخش ای یار

با صورتکی که حتی اینه بازش نمی شناسد

چگونه به میعادگاه بیایم؟!

مرا ببخش ای یار

دیگر توان امدنم نیست

با چشمانی که ندارم

چگونه تو را دیدار توانم کرد؟

و با دهانی که نیست

چگونه بوسیدنت میسر است

برای دوباره دیدن تو

هیچ ندارم

مرا ببخش

ای صاحب همه چیز

ای همه کس

ای عزیز...

نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 18:20 توسط سحر| |


Design By : Night Skin